دستش به دستبند بود
از پشت میله ها
عریانی دستان مرا ندید
اما
یک لحظه در تلاطم چشمان من نگریست
چیزی نگفت
رفت.
اکنون اشباح از میانه ی هر راه می خزند
خورشید
در پشت پلک های من اعدام می شود ...
«خسرو گلسرخی»
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:
خانه شعری و هنری (راد) شعر و هنر
|
||||||||||||||||
|
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 21 اسفند 1390برچسب:خسرو گلسرخی,
توسط داوود شیرزاد رادجلالی
آمد.
دستش به دستبند بود از پشت میله ها عریانی دستان مرا ندید اما یک لحظه در تلاطم چشمان من نگریست چیزی نگفت رفت. اکنون اشباح از میانه ی هر راه می خزند خورشید در پشت پلک های من اعدام می شود ... «خسرو گلسرخی» نظرات شما عزیزان: برچسبها: |
![]() |
||||||||||||||
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک |